|
سارا آنلاین همه چیز در وب سایت سارا آنلاین
|
خدایا! به من آرامش فکری ببخش تا یقین کنم چییزهایی هست که من قادر به تغییر آنها نیستم و شهامتی را به من ارزانی دار تا چیزهایی را که در قدرت من است٬تغییر دهم. و فهم آن را هم به من عطا کن تا تفاوت این دو را تشخیص دهم.
بعد من روزی اگر [ سه شنبه بیستم تیر 1391 ] [ 14:40 ] [ سارا ]
[ ]
[ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 ] [ 16:39 ] [ سارا ]
[ ]
با این گرونی گوشت تا چند وقت دیگه جلو پای عروس و دوماد مجبورن تن ماهی باز کنن دارم میرم ایران ^-^
[ شنبه سی و یکم فروردین 1392 ] [ 22:51 ] [ سارا ]
[ ]
لباسها در آب کوتاه میشوند و برنجها دراز.
کاش الآن کنارم بودیو واسم لالایی میخوندی
وای حال میده دختره داره میره عروسی دو تا دستتو صابونی کنی
از یه اسب میپرسن چرا هر کس تورو میبینه سوارت میشه؟
یکی از بزرگترین حسرتام مال وقتیه که میرم خونه ی کسی واسش شیرینی خامه ای میبرم !
من اولش ، یه گوله نمك یددار بودم بعدش دستو پا در آوردم
یه وقتایی لازمــه از گوشیمون بشنویم “مشترک مورد نظر آدم نمیباشد … لـــطفا قطع کنید”!
حالا گاوداری و مرغداری و پرورش اسب و این چیز ها رو خارج شهر میسازن قابل درکه برام !
امان از دسته این مانکنای جلویه مغازه هأ امروز دماغ یکیشون و گرفتم بهم گفت مرض داری ؟ نگو صاحب مغازه بود!!
ﺧﺎﻧﻪ ﭼﯿﺴﺖ؟
یکی هم نداریم برامون یه آب انار بیاره بگه:
قدیما که فتوشاپ نبود آدما چقدر زشت بودن!!
بالاتر از سرعت نور میدونی چیه ؟
از فرشید امین عزیز که اهنگ بعد از نسترن رو خونده خواهش میکنیم اهنگ قبل از نسترن رو هم بخونه که ما کلا در جریان باشیم...
آیا میدانید : یک اتاق مرتب نشانه ای از کامــپیوتر خــراب یا اینترنتی قطع شده میباشد !
“باز منو کاشتی رفتی” چیست ؟
امروز صبح كه از خواب بیدار شدم اولین سوالی كه برام پیش اومد این بود كه من كجام؟!!!
یه ﺳﻮﺍلی ﺫﻫﻦ ﻣﻨﻮ ﺩﺭﮔﯿﺮﮐﺮﺩﻩ !
یه سوال
یه عمه دارم، خدایش خیلی آدم خوبیه، خداوکیلی حقش بود که خالم باشه! [ شنبه سی و یکم فروردین 1392 ] [ 22:45 ] [ سارا ]
[ ]
دیشب خواب پریشونی دیده بودم. داشتم دنبال کتاب تعبیر خواب می گشتم که مامان صدا زد امیر جان مامان بپر سه تا سنگک بگیر. اصلا حوصله نداشتم گفتم من که پریروز نون گرفتم. مامان گفت خوب دیروز مهمون داشتیم زود تموم شد. الان هیچی نون نداریم. گفتم چرا سنگگ، مگه لواشی چه عیبی داره؟ مامان گفت می دونی که بابا نون لواش دوست نداره. گفتم صف سنگگ شلوغه . اگه نون می خواهید لواش می خرم. مامان اصرار کرد سنگک بخر، قبول نکردم. مامان عصبانی شد و گفت بس کن تنبلی نکن مامان حالا نیم ساعت بیشتر تو صف وایسا. این حرف خیلی عصبانیم کرد. آخه همین یه ساعت پیش حیاط رو شستم . دیروز هم کلی برای خرید بیرون از خونه علاف شده بودم. داد زدم من اصلا نونوایی نمی رم. هر کاری می خوای بکن! داشتم فکر می کردم خواهرم بدون اینکه کار کنه توی خونه عزیز و محترمه اما من که این همه کمک می کنم بازهم باید این حرف و کنایه ها رو بشنوم. دیگه به هیچ قیمتی حاضر نبودم برم نونوایی. حالا مامان مجبور می شه به جای نون برنج درسته کنه. اینطوری بهترم هست. با خودم فکر کردم وقتی مامان دوباره بیاد سراغم به کلی می افتم رو دنده لج و اصلا قبول نمی کنم. اما یک دفعه صدای در خونه رو شنیدم. اصلا انتظارش رو نداشتم که مامان خودش بره نونوایی. آخه از صبح ده کیلو سبزی پاک کرده بود و خیلی کارهای خونه خسته اش کرده بود. اصلا حقش نبود بعد از این همه کار حالا بره نونوایی. راستش پشیمون شدم. کاش اصلا با مامان جر و بحث نکرده بودم و خودم رفته بودم . هنوز هم فرصت بود که برم و توی راه پول رو ازش بگیرم و خودم برم نونوایی اما غرورم قبول نمی کرد. سعی کردم خودم رو بزنم به بی خیالی و مشغول کارهای خودم بشم اما بدجوری اعصبابم خورد بود. یک ساعت گذشت و از مامان خبری نشد. به موبایلش زنگ زدم صدای زنگش از تو آشپزخونه شنیده شد. مامان مثل همیشه موبایلش رو جا گذاشته بود. دیر کردن مامان اعصابمو بیشتر خورد می کرد. نیم ساعت بعد خواهرم از مدرسه رسید و گفت: تو راه که می اومدم تصادف شده بود. مردم می گفتند به یه خانم ماشین زده . خیابون خیلی شلوغ بود. فکر کنم خانمه کارش تموم شده بود. گفتم نفهمیدی کی بود؟ گفت من اصلا جلو نرفتم. دیگه خیلی نگران شدم. یاد خواب دیشبم افتادم .فکرم تا کجاها رفت. سریع لباسامو پوشیدم و راه افتادم دنبال مامان. رفتم تا نونوایی سنگکی نزدیک خونه اما مامان اونجا نبود. یه نونوایی سنگکی دیگه هم سراغ داشتم اما تا اونجا یک ساعت راه بود و بعید بود مامان اونجا رفته باشه هر طوری بود تا اونجا رفتم، وقتی رسیدم، نونوایی تعطیل بود. تازه یادم افتاد که اول برجها این نونوایی تعطیله. دلم نمی خواست قبول کنم تصادفی که خواهرم می گفت به مامان ربط داره. اما انگار چاره ای نبود. به خونه برگشتم تا از خواهرم محل تصادف رو دقیقتر بپرسم. دیگه دل تو دلم نبود. با یک عالمه غصه و نگرانی توی راه به مهربونیها و فداکاریهای مامانم فکر می کردم و از شدت حسرت که چرا به حرفش گوش نکردم می سوختم. هزار بار با خودم قرار گذاشتم که دیگه این اشتباه رو تکرار نکنم و همیشه به حرف مامانم گوش بدم وقتی رسیدم خونه انگشتم رو گذاشتم روی زنگ و با تمام نگرانی که داشتم یک زنگ کشدار زدم. منتظر بودم خواهرم در رو باز کنه اما صدای مامانم رو شنیدم که داد زد بلد نیستی درست زنگ بزنی ...؟ تازه متوجه شدم صدای مامانم چقدر قشنگه ... یه نقس عمیق کشیدم و گفتم الهی شکر و با خودم گفتم قولهایی که به خودت دادی یادت نره برچسبها: صدای مامانم چقدر قشنگه, داستان زیبا [ شنبه سی و یکم فروردین 1392 ] [ 22:38 ] [ سارا ]
[ ]
دیشب خواب پریشونی دیده بودم. داشتم دنبال کتاب تعبیر خواب می گشتم که مامان صدا زد امیر جان مامان بپر سه تا سنگک بگیر. اصلا حوصله نداشتم گفتم من که پریروز نون گرفتم. مامان گفت خوب دیروز مهمون داشتیم زود تموم شد. الان هیچی نون نداریم. گفتم چرا سنگگ، مگه لواشی چه عیبی داره؟ مامان گفت می دونی که بابا نون لواش دوست نداره. گفتم صف سنگگ شلوغه . اگه نون می خواهید لواش می خرم. مامان اصرار کرد سنگک بخر، قبول نکردم. مامان عصبانی شد و گفت بس کن تنبلی نکن مامان حالا نیم ساعت بیشتر تو صف وایسا. این حرف خیلی عصبانیم کرد. آخه همین یه ساعت پیش حیاط رو شستم . دیروز هم کلی برای خرید بیرون از خونه علاف شده بودم. داد زدم من اصلا نونوایی نمی رم. هر کاری می خوای بکن! داشتم فکر می کردم خواهرم بدون اینکه کار کنه توی خونه عزیز و محترمه اما من که این همه کمک می کنم بازهم باید این حرف و کنایه ها رو بشنوم. دیگه به هیچ قیمتی حاضر نبودم برم نونوایی. حالا مامان مجبور می شه به جای نون برنج درسته کنه. اینطوری بهترم هست. با خودم فکر کردم وقتی مامان دوباره بیاد سراغم به کلی می افتم رو دنده لج و اصلا قبول نمی کنم. اما یک دفعه صدای در خونه رو شنیدم. اصلا انتظارش رو نداشتم که مامان خودش بره نونوایی. آخه از صبح ده کیلو سبزی پاک کرده بود و خیلی کارهای خونه خسته اش کرده بود. اصلا حقش نبود بعد از این همه کار حالا بره نونوایی. راستش پشیمون شدم. کاش اصلا با مامان جر و بحث نکرده بودم و خودم رفته بودم . هنوز هم فرصت بود که برم و توی راه پول رو ازش بگیرم و خودم برم نونوایی اما غرورم قبول نمی کرد. سعی کردم خودم رو بزنم به بی خیالی و مشغول کارهای خودم بشم اما بدجوری اعصبابم خورد بود. یک ساعت گذشت و از مامان خبری نشد. به موبایلش زنگ زدم صدای زنگش از تو آشپزخونه شنیده شد. مامان مثل همیشه موبایلش رو جا گذاشته بود. دیر کردن مامان اعصابمو بیشتر خورد می کرد. نیم ساعت بعد خواهرم از مدرسه رسید و گفت: تو راه که می اومدم تصادف شده بود. مردم می گفتند به یه خانم ماشین زده . خیابون خیلی شلوغ بود. فکر کنم خانمه کارش تموم شده بود. گفتم نفهمیدی کی بود؟ گفت من اصلا جلو نرفتم. دیگه خیلی نگران شدم. یاد خواب دیشبم افتادم .فکرم تا کجاها رفت. سریع لباسامو پوشیدم و راه افتادم دنبال مامان. رفتم تا نونوایی سنگکی نزدیک خونه اما مامان اونجا نبود. یه نونوایی سنگکی دیگه هم سراغ داشتم اما تا اونجا یک ساعت راه بود و بعید بود مامان اونجا رفته باشه هر طوری بود تا اونجا رفتم، وقتی رسیدم، نونوایی تعطیل بود. تازه یادم افتاد که اول برجها این نونوایی تعطیله. دلم نمی خواست قبول کنم تصادفی که خواهرم می گفت به مامان ربط داره. اما انگار چاره ای نبود. به خونه برگشتم تا از خواهرم محل تصادف رو دقیقتر بپرسم. دیگه دل تو دلم نبود. با یک عالمه غصه و نگرانی توی راه به مهربونیها و فداکاریهای مامانم فکر می کردم و از شدت حسرت که چرا به حرفش گوش نکردم می سوختم. هزار بار با خودم قرار گذاشتم که دیگه این اشتباه رو تکرار نکنم و همیشه به حرف مامانم گوش بدم وقتی رسیدم خونه انگشتم رو گذاشتم روی زنگ و با تمام نگرانی که داشتم یک زنگ کشدار زدم. منتظر بودم خواهرم در رو باز کنه اما صدای مامانم رو شنیدم که داد زد بلد نیستی درست زنگ بزنی ...؟ تازه متوجه شدم صدای مامانم چقدر قشنگه ... یه نقس عمیق کشیدم و گفتم الهی شکر و با خودم گفتم قولهایی که به خودت دادی یادت نره برچسبها: صدای مامانم چقدر قشنگه, داستان زیبا [ شنبه سی و یکم فروردین 1392 ] [ 22:38 ] [ سارا ]
[ ]
آهنگ جدید از مریم حیدرزاده و امیر مسعود روزهای بی عسل برای دانلود کلیک کنید روحش شاد برچسبها: عسل بدیعی, آهنگ عسل بدبعی, آهنگ حیدرزاده برای عسل [ یکشنبه هجدهم فروردین 1392 ] [ 13:45 ] [ سارا ]
[ ]
روز 1 ) خیلی کنجکاوید روز 2 ) زندگی و احساسات شما در حد تعادل است روز 3 ) رفتارتان دیگران را به اشتباه می اندازد روز 4 ) پیش از عمل کردن خوب فکرمی کنید روز 5 ) از تغییرات لذت می برید روز 6 ) سخاوتمندانه به نیازمندان یاری می رسانید روز 7 ) نسبت به تغییرات اطرافتان حساس هستید روز 8 ) شخصیت شاد و رفتار دوستانه ای دارید روز 9 ) نمی دانید چگونه باید خود واقعیتان را نشان دهید روز 10 ) فرد مسئولی هستید روز 11 ) شما بخشنده و محتاط و دارای روحیه ای لطیف هستید روز 12 ) شما پر انرژی و شوخ طبع هستید روز 13 ) فردی صادق و ساده گیر هستید روز 14 ) گاهی اطرافیانتان را فراموش می کنید روز 15 ) دوست دارید در مرکز توجه قرار گیرید روز 16 ) به خوبی می توانید به ندای قلبتان گوش دهید روز 17 ) دوست ندارید وارد امور دگران شوید روز 18 ) در نگاه اول فردی بسیار آرام به نظر می رسید روز 19 ) در مدیریت امور زندگی مهارت خاصی دارید روز 20 ) شما همه چیز را جدی می گیرید روز 21 ) شما کنجکاو و یک دنباله رو واقعی هستید روز 22 ) انسان بی نظیری هستید روز 23 ) هرگز آنگونه که دیگران می خواهند زندگی نمیکنید روز 24 ) بسیار مثبت نگر هستید روز 25 ) هیچ مانعی نمی تواند شما را ازهدفتان باز دارد روز 26 ) به تغییرات مثبت پاسخ می دهید روز 27 ) گاهی بدبین می شوید و از کاه کوه می سازید روز 28 ) به راحتی می توانید در زندگی تان موفق شوید روز 29 ) به حس ششم خود اعتماد داشته باشید روز 30 ) دوست دارید همسرتان در کنترل شما باشد روز 31 ) اعتماد بنفس بالایی دارید برچسبها: روز تولد [ شنبه دهم فروردین 1392 ] [ 17:53 ] [ سارا ]
[ ]
چهره ها با اشک زیبا می شود عشق با تصویر معنا می شود عشق یعنی دل سپردن در الست از می وصل الهی مست مست عشق یعنی ذکر ناموس خدا یا علی گفتن به زیر دست و پا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه عشق یعنی جلوه صبر خدا شرم ایوب نبی از مرتضی عشق بر دلها شهامت می دهد عشق بر غمها حلاوت می دهد عشق بر دلداده فرمان می دهد عاشق جان داده را جان می دهد عشق باعث شد که دل سامان گرفت پشت درب خانه زهرا جان گرفت عشق یعنی انقلاب فاطمه از کبودی چشم خواب فاطمه عشق یعنی عشق ناب فاطمه بیت الاحزان خراب فاطمه عشق یعنی صحبت بی واهمه حیدر در بند پیش فاطمه آنکه خود مرد دلیر جنگ بود از طرف بهترین دوستم آبی ترین احساس [ جمعه نهم فروردین 1392 ] [ 14:59 ] [ سارا ]
[ ]
__._,_.___ __,_._,___ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺑﺎﺷﻴﺪ...
ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺧﻮاﻫﻴﺪ. اﮔﺮ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﺁﻧﺮا ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪاﺭﻧﺪ, ﺑﮕﺬاﺭﻳﺪ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ, " ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﻳﻚ اﻧﺘﺨﺎﺏ اﺳﺖ " ﺯﻧﺪﮔﻲ, ﺭاﺿﻲ ﻧﮕﻪ ﺩاﺷﺘﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﻴﺴﺖ [ جمعه نهم فروردین 1392 ] [ 14:58 ] [ سارا ]
[ ]
لیوان آب ماله قدیما بود ! تو این دوره زمونه باید بگید :
موس دستته بزار زمین بیا کار مهم دارم
. . . یه بار واسم نامه رسید بعد نامه رو باز کردم و هرچی منتظر شدم مثل تو فیلما نویسنده ی نامه با صدای خودش نامه رو واسم بخونه نخوند ! لحظه ی سختی بود تمام باورهام فروریخت . . . ایا میدانید در خانه ما شام به قدری درست میشود که فردا ظهر هم ادامه اش رو
بخوریم !؟
. . . ایــنـجـــــــا … دســت هــر کـــس را کــه مـیـگـیــــری بــرای {بـلـنــــد شـــدن} آمـــاده مــی شــــود بــرای {ســـوار شــــدن} … ! . . . اونقدر که ایران عکاس داره ژاپن دوربین تولید نکرده….!!!! . . . یارو اومده خونمون دزدی هیچی پیدانکرده منو از خواب بیدار کرده میگه: دارم میرم ولی این زندگی نیست
شما دارین …!!
. . . ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﺳﺖ ﯾﻪ ﺍﺳﻤﺲ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﻀﻤﻮﻥ ” ﺳﻼﻡﺷﻤﺎﺭﻩ ﺍﺕ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﯿﻢ ﭘﺎﮎ ﺷﺪﻩ ﯾﻪ ﺗﮏ ﺑﺰﻥ ﺷﻤﺎﺭﺕ ﺭﻭ ﺳﯿﻮ ﮐﻨﻢ “ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻭ ﺑﺮﺍ ﻧﺼﻒ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺨﺎﻃﺒﺎﯼ ﺩﻓﺘﺮﭼﻪ ﺗﻠﻔﻨﻢ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺍﻻﻥ ۹۷ ﺗﺎ ﻣﯿﺴﮑﺎﻝ ﺩﺍﺷﺘﻢ |-: ﯾﻨﯽ ﺁﯼ ﮐﯽ ﯾﻮﯼ ﻣﻮﺯ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮﻩ … . . . وقتی یکی جملهاش رو با «البته حرف شما میتن…» شروع میکنه منتظر «اما»ی بعدش باشین که قراره در فاضلابو رو سرتون باز کنه ! . . . یکی از گجتهای موفق بالشی هست که بتونه شبها خوابهامون رو ضبط کنه صبح که بیدار میشیم بزنیمش به تلویزیون خوابا رو فول اچدی ببینیم! . . . یادش بخیر یه وقت میگفتن سیگار نکشید پسته بخورید دیگه از این به بعد باید یه پاکت سیگار بذاریم تو جیبمون هر وقت هوس پسته کردیم یه نخ بکشیم ! . . . من که هیچوقت ضرب المثل پول پول میاره رو درک نکردم ولی به یقین میدونم که خواب خواب میاره!!! . . . یه جایی خوندم باید یه سنگ بندازی تو رابطه ت تا ببینی چقد عمیقه. هیچی دیگه منم انداختم یعنی عمق سینک ظرفشویی از عمق
رابطه مون بیشتر بود!
. . . مریض بودم مامانم داشت داروهام رو میداد که داداش کوچیکم اومد گفت: منم از اینا میخوام. مامانم گفت: الهی مامان بمیره برات.اینا پی پیه، فقط داداش باید بخوره بچه هم گفت:اه اه رفت دنباله
بازیش.
. . . ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻣﺶ ﺑﺎ ﺷﻌﺮ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻏﻤﮕﯿﻦ “ﺑﺎﺯ ﻣﻨﻮ ﮐﺎﺷﺘﯽ ﺭﻓﺘﯽ/ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﺭﻓﺘﯽ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻢ ﺑﻪ ﺟﺰ ﻣﻦ/ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﺭﻓﺘﯽ “ ﺑﻨﺪﺭﯼ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﻦ ! . . . من یه بار انگلیسی با یه یارو بحثم شد! اول بحث حق با من بود خدا شاهده ! ولی بعد از دو دیقه دایره واژگانم تموم شد !! به ناچار و اجبار مجبور شدم که
کلا حق رو بدم به اون
. . . ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎ ﯾکی از فرندهای ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾم تویه LOL ﭼﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ…!! ﻭﺳﻄﺶ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯿﻢ ﺗﻪ ﮐﺸﯿﺪ…!! ﮔﻔﺘﻢ sag to rohet…!! ﮔﻔﺖ what…؟؟ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻌﻨﯽ Love u…؟؟ ﮔﻔﺖ So sag to rohet too…؟؟!! دیگه نتیجه گرفتم که با خارجی
بی ادب چَت نکنم…!!
. . . هیچ لذتی بالاتر از این نیست که : به بچه ۲ ، ۳ ساله بگی مامانتو گرگ خورد ! . . . انشاالله به جای آجیل و پسته عید امسال از “چس فیل ” استفاده میکنیم….
. . . تغییرات چهره در توالت ! >_< o_- o_0 O_O ^_^ . . . به حیف نون میگن والیبال چه ورزشیه ؟ میگه : مدل شدیدتر بازی “نزارین بادکنک زمین بخوره” ! . . . در پی حفاری در آبادان باستان شناسان موفق به کشف یک عینک ریبون سفالی میشوند که متعلق به (کا) اول بوده است ! . . . اس ام اس حیف نون به نامزدش برای تولد : عزیزم تولدت مبارک ایشالا تا آخر عمر زنده باشی ! . . . از پدران و مادران عزیز خواهشمندیم به ما نگید تنبل ! ما در حالت صرفه جویی در مصرف انرژی هستیم ! . . . پیامک این روزهای دخترها به همدیگه! الهی آخرین خونه تکونی مجردیت باشه نیت کن و واسه ۳ نفر بفرست ! تا آخر عید خبرای خوبی میشنوی اگه زنجیرو قطع کنی تا ۳سال هیچ خواستگاری نمیبینی ! . . . روباه به کلاغ : چه سری چه دمی، یه آواز بخون کلاغ پیتزا زد زیر بغلش و گفت : آن موقع که گولم زدی کلاس دوم بودم الان لیسانسم ! روباه میگه: میبینم پیر شدی پروبالت ریخته کلاغ تا بالهاشو باز میکنه پز بده پیترا میفته ! روباهه پیتزا رو برمیداره میگه : اوسگل اون موقع منم سرباز معلم بودم حالا استادم ! . . . یارو به امریکاییه میگه اسمت چیه ؟ میگه وات هستم . جیمز وات. امریکاییه میگه تو اسمن چیه ؟ یارو میگه باس هستم . عب باس . . . . یه ضرب المثل قدیمی چینی هستکه خیلی قدیمیه کسی به اون صورت یادش نیست حتی خود چینی هام فراموشش کردن چه برسه به من که واستون بگم اما خیلی اموزنده بوده ! . . . یارو آخر عمری بچه هاشو جمع کرد براشون وصیت کنه گفت فرزندانم با هم متحد باشین چون یک دست صدا نداره بعد بچه هاش همه بشکن زدن و یارو ضایع شد آخر عمری ! . . . به حیف نون میگن اگه مشکلی واستون پیش بیاد تا چقدر ایستادگی میکنید؟ میگه ما اصلا ایستادگی نمیکنیم ، ما نشستگی میکنیم ! . . . غضنفر میره انجمن اهدای عضو جو گیر میشه و همه رو تیک میزنه بعد از مرگش به خانواده اش یه شلوار کردی گشاد و یه مشت سبیل تحویل میدن ! . . . بیمار: واقعا عجیبه آقای دکتر! از وقتی شروع کردم به صحبت با شما و دردها و مشکلاتمو براتون گفتم سردردم کلا از بین رفته دکتر: از بین نرفته خانم ، به من منتقل شده ! . . . آموزش طرف به پسرش در مورد پست کردن نامه بدون تمبر: خب حواستو جمع کن آدرس گیرنده رو بجای فرستنده بنویس بندازش تو صندوق پست اوقت پست میبینه تمبر نداره پس میفرسدش برا فرستنده ! . . . چهارتا از مهم ترین دست آوردهای دانشگاه: -اس ام اس دادن بدون نگاه کردن به موبایل -خوابیدن در حالت نگاه کردن به کتاب -کار گروهی در هنگام امتحان -حرف زدن بدون تکون خوردن لب ! . . . شیشه رو نمیشه غلط نوشت «دوغ» رو میشه ۱ جور غلط نوشت «غلط» رو میشه ۳ جور غلط نوشت «دست» رو میشه ۵ جور غلط نوشت «اینترنت» رو میشه ۷ جور غلط نوشت «سزاوار» رو میشه ۱۱ جور غلط نوشت «زلزله» رو میشه ۱۵ جور غلط نوشت «ستیز» رو میشه ۲۳ جور غلط نوشت «احتذار» رو میشه ۳۱ جور غلط نوشت «استحقاق» رو میشه ۹۵ جور غلط نوشت و «اهتزاز» رو میشه ۱۲۷ جور غلط نوشت…..! واقعا چطور شد که ما تونستیم دیکته یاد بگیریم..؟!؟ . . . ﺩﺭ ﺍﯾﺎﻡ ﻗﺪﯾﻢ ﯾﻪ ﮐﺸﺘﯽ ﺑﺎﺭﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﺎﺧﺪﺍﯼ ﺷﺠﺎﻋﯽ ﺩﺍﺷﺖ. یک ﺭﻭﺯ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﯽ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻧﺎﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ : ﺍﻭﻥ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﻣﻨﻮ ﺑﯿﺎﺭﯾﺪ، ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﺭﻭ ﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻠﻮﺍﻧﺎﻧﺶ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺟﻨﮕﯿﺪ ﻭ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﺭﯼ ﺩﺍﺩ. ﺍﺯ ﺍﻭ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ. ﮔﻔﺖ: ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ ﮐﺮﺩﻡ، ﺷﻤﺎ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﻭ ﺭﻭﺣﯿﻪ ﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﻫﯿﺪ. ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﺼﺎﻑ ﺑﺎ ﮐﺎﭘﯿﺘﺎﻥ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﺷﮑﺴﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩﻧﺪ. یک ﺭﻭﺯ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﺎﻥ ﮔﻔﺖ : ۱۰ ﺗﺎ ﮐﺸﺘﯽ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﻫﻤﻪ ﻭﺣﺸﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ یکی ﺩﻭﯾﺪ ﺗﺎ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﮐﺎﭘﯿﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ. ﮐﺎﭘﯿﺘﺎﻥ ﮔﻔﺖ: ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ، ﺍﻭﻥ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻗﻬﻮﻩ ﺍﯼ ﻣﻨﻮ ﺑﯿﺎﺭﯾﺪ:))
برچسبها: خنده بازارداااااااااااااااااااااااااااااااااااااغ [ چهارشنبه نهم اسفند 1391 ] [ 12:38 ] [ سارا ]
[ ]
خدا
خر را آفرید و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود. خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد خدا سگ را آفرید و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود. سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد... خدا میمون را آفرید و به او گفت: و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد. و یک میمون خواهی بود. میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم. و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد. و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر خواهی کرد. انسان گفت:سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده. و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد... و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند !! و پس از آن، ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند ، و مثل خر بار می برد و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد...!!! و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند...!!!
[ سه شنبه هشتم اسفند 1391 ] [ 22:35 ] [ سارا ]
[ ]
خدا
خر را آفرید و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود. خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد خدا سگ را آفرید و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود. سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد... خدا میمون را آفرید و به او گفت: و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد. و یک میمون خواهی بود. میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم. و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد. و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر خواهی کرد. انسان گفت:سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده. و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد... و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند !! و پس از آن، ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند ، و مثل خر بار می برد و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد...!!! و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند...!!!
[ سه شنبه هشتم اسفند 1391 ] [ 22:34 ] [ سارا ]
[ ]
یارو نشسته بود داشت
تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش ... مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت ... مرده یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعدا ...
مرگ : نه اصلا راه
نداره. همه چی طبق برنامست. طبق لیست من الان نوبت توئه ... مرده گفت :
حداقل بذار یه شربت
بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر ... مرگ قبول کرد و مرده رفت شربت بیاره...
توی شربت 2 تا قرص
خواب خیلی قوی ریخت ... مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت...
مرده وقتی مرگ خواب
بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد نوشت آخر لیست ... و منتظر شد تا مرگ بیدار شه
...
مرگ وقتی بیدار شد
گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت ...
بخاطر این محبتت منم
بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم ...
نتیجه
اخلاقی:
سر هرکسی رو
میشه کلاه گذاشت...اما الا سر مرگ رو تابحال هیچ کس نتونسته کلاه بگذاره...
بیاییم با زنده ها هم ...
منصفانه
رفتار کنیم تا به وقت رسیدن مرگ هم منصفانه بپذیریم که وقت رفتمونه و بی جهت
تلاش مذبوحانه نکنیم...
برچسبها: حکایت وقت رسیدن مرگ [ یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 ] [ 21:36 ] [ سارا ]
[ ]
رونمایی از پوستر رسوایی با عکس الناز شاکردوست!
مصاحبه خوانندنی با حمید گودرزی بازیگر سریال زمانه
تصاویر سانسور شده از افتتاحیه جشنواره فجر
فرامرز قریبیان:آرزودارم ممیزی صحنههای جنـسی برداشته شود!
هتل های یخی منحصربفرد که تا کنون ندیده اید
حرکت جالب بازیگران قهوه تلخی طرفدار استقلال + عکس
هشدار: ایمیل با این نام را هرگز باز نکنید!
با خطرناکترین وکشنده ترین جانور اطرافتان آشنا شوید + عکس
عکس دیده نشده و جالب از نوجوانی یحیی گل محمدی
گزارش تصویری از جشن تولد علی دایی
درگیری رئالی ها با مسی در پارکینگ!
ساخت کفش های منحصربفرد برای سریع تر رسیدن به مقصد + عکس
ضایع کردن کاپیتان تیم لیورپول توسط هوادار کوچک چلسی (عکس متحرک)
[ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 ] [ 12:45 ] [ سارا ]
[ ]
. همیشه به مردم بیش از انتظاراتشان ببخشید و اینکار را با روی خوش انجام دهید.
2. شعر مورد علاقه تان را از بر کنید.
3. هر آنچه که می شنوید را باور نکنید، همه دارایی تان را خرج نکنید و هر چقدر که می خواهید نخوابید.
4. وقتی به کسی میگویید "دوستت دارم" واقعاً داشته باشید.
5. وقتی میگویید "متاسفم"، در چشم طرف مقابل نگاه کنید.
6. پیش از ازدواج حداقل شش ماه نامزد بمانید.
7. به عشق در نگاه اول اعتقاد داشته باشید.
8. هیچگاه به رویاهای دیگران نخندید.
9. عمیق و مشتاقانه عشق بورزید. ممکن است صدمه ببینید ولی این تنها راه کامل زندگی کردن است.
10. در اختلافات ، منصفانه مبارزه کنید. بدون صدا زدن اسامی افراد!
11. مردم را از روی خویشاوندانشان مورد قضاوت قرار ندهید.
12. آرام صحبت کنید، سریع فکر کنید.
13. وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که تمایلی به پاسخ دادن ندارید، لبخند زده، و سوال کنید، "چرا میخواهی بدانی؟"
14. بیاد داشته باشید که عشق بزرگ و کامیابی های بزرگ ریسک بزرگ می طلبند.
15. همیشه با مادرتان در تماس باشید.
16.وقتی کسی عطسه میکند به او بگویید "عافیت باشه!"
17. وقتی شکست میخورید، درسی که از آن شکست می آموزید را فراموش نکنید.
18. سه چیز را بیاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و پذیرفتن مسئولیت همه کارهایتان.
19. اجازه ندهید یک مشاجره کوچک یک دوستی بزرگ را خراب کند.
20. وقتی متوجه اشتباه خود شدید، قدمهای فوری برای جبران آن بردارید.
21. وقتی گوشی تلفن را برمی دارید لبخند بزنید، فرد تماس گیرنده لبخند شما را در صدایتان خواهد شنید.
22. با زن یا مردی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. وقتی سنتان بالاتر میرود، مهارتهای محاوره ای به اندازه مهارتهای دیگر اهمیت پیدا خواهد کرد.
23. مقدار زمانی را در تنهایی سپری کنید.
24. آغوشتان را برای تغییر باز کنید ولی نه به اندازه ای که ارزشهایتان زیر سوال رود.
25. بیاد داشته باشید که گاهی سکوت بهترین پاسخ است.
26. بیشتر کتاب بخوانید و کمتر تلویزیون تماشا کنید.
27. شرافتمندانه و خوب زندگی کنید تا در زمان پیری وقتی به گذشته فکر کردید، فرصتی دوباره برای لذت بردن از آن پیدا کنید.
28. به خدا توکل کنید ولی درب ماشینتان را قفل کنید.
29. وجود فضایی عاشقانه در خانه تان بسیار مهم است. هر آنچه که میتوانید برای ایجاد خانه ای آرام، آسوده و امن انجام دهید.
30. در اختلافات با کسی که دوستش دارید، با موقعیت کنونی دست و پنجه نرم کنید. گذشته را پیش نکشید.
31. مفهوم عمیق و ژرف مطالب را درک کنید.
32. دانش خود را به اشتراک بگذارید. این روشی است برای دستیابی به ابدیت.
33. با محیط زیست مهربان باشید.
34. با خدا راز و نیاز کنید. قدرت بیکرانی در این کار است.
35. وقتی کسی از شما تعریف میکند هیچگاه حرفش را قطع نکنید.
36. حواستان به کار خودتان باشد.
37. به کسی که زمان بوسیدن شما چشمانش را نمی بندد اعتماد نکنید.
38. یکبار در سال به جایی بروید که تابحال نرفته اید.
39. اگر درآمد زیادی دارید، بخش از آنرا در زمان زنده بودنتان برای کمک به دیگران اختصاص دهید. این بزرگترین لذت بردن از ثروت است.
40. بخاطر داشته باشید که دست نیافتن به چیزی که دوست دارید گاهی خوش اقبالی است.
41. قوانین را بیاموزید سپس برخی را بشکنید.
42. بیاد داشته باشید بهترین رابطه آنی است که عشق شما به یکدیگر بزرگتر از نیاز شما به یکدیگر باشد.
43. موفقیت خود را اینگونه محک بزنید که چه چیزی را از دست می دهید تا چه چیزی را بدست آورید.
44. بخاطر داشته باشید که شخصیت شما سرنوشت شما است.
45. متهورانه به عشق خود نزدیک شوید.
[ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 ] [ 12:42 ] [ سارا ]
[ ]
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
[ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 ] [ 12:29 ] [ سارا ]
[ ]
تصاویری جدید از زیباترین مادر هالیوودی عکس : گرانترین صدا مربوط به این زن است عکس از مد جدید زیبایی در بین زنان ژاپنی عکس : اوج بدشانسی یک دختر خانم جوان در شب عروسی عکس از مد جدید زیبایی در بین زنان ژاپنی عکس های جدید از خوشتیپ ترین مرد جهان عکس اضافه وزن شدید حامد بهداد جملات حدید و زیبا فاز سنگین عکس از چهره متفاوت امین حیایی زندگی اولین ملکه زیبایی که تغییر جنسیت داده است! + عکس درگیری با یک خبرنگار / من چهره نیستم ، رضا کیانیانم! تلاش دردناک یک پرنده برای درآوردن تیر از بدنش! + عکس مهتاب کرامتی از ازدواج ناکامش می گوید! زنی که ظرف ۸ ماه دوبار زایمان کرد! + عکس تجاوز دسته جمعی به دختر ۱۹ ساله بازیکن پرسپولیس، بازیگر نقش اول سریال نوروزی! سید محمدخاتمی: من ۳۰-۴۰ سال پیش نامزد شدم، دیگر بس است قوانین مورفی تا حالا دقت کردین آیا سفید شدن موها قابل برگشت است؟ قیمت خودرو افزایش مییابد یا کاهش؟ چه کسانی بیشتر خیانت می کنند؟ هرگز این میوه را پوست نکنید مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و کتک بخورید! این اتوبوس هست یا اسب(عکس جالب) جنگنده جدید «قاهر 313» رونمایی شد (+عکس) قــاتل جــــدید ... گران ترین خودروی جهان متعلق به کیست (+عکس) سخــــناني زيــبا و آمـــــوزنده.... ینی شرارت از سرو روش میریزه ! کشف راه حل جدید برای کاهش تصادفات(عکس خنده دار)
برچسبها: مطالب جالب روز [ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 ] [ 12:26 ] [ سارا ]
[ ]
آدمایی هستن که
: هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ می گن خوبم. وقتی می بینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا می گرده راهشون رو کج می کنن از یه طرف دیگه می رن که اون نپره . اگه یخ ام بزنن، دستتو ول نمی کنن بزارن تو جیبشون. آدمایی که از بغل کردن بیشتر آرامش می گیرن تا از چیز دیگه . همونایین که براتون حاضرن هرکاری بکنن. اینا فرشته هستن. !! همینها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند. مثل اون راننده تاکسیای که حتی اگر در ماشینشو محکم ببندی بلند می گه: روز خوبی داشته باشی. آدمهایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان می شوی، دستپاچه رو بر نمیگردانند، لبخند می زنند و هنوز نگاهت می کنند. آدمهایی که حواسشان به بچه های خسته ی توی مترو هست، بهشان جا می دهند، گاهی بغلشان می کنند. دوست هایی که بدون مناسبت کادو می خرند،... مثلا می گویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود. یا گاهی دفتریادداشتی، نشان کتابی، پیکسلی. آدمهایی که از سر چهار راه، نرگس نوبرانه می خرند و با گل می روند خانه. آدمهای پیامکهای آخر شب، که یادشان نمی رود گاهی قبل از خواب، به دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند، آدمهای پیامکهای پُر مهر بی بهانه، حتی اگر با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی. آدمهایی که هر چند وقت یک بار ایمیل پرمحبتی می زنند که مثلا تو را می خوانم و بعد از هر یادداشت غمگین، خطهایی می نویسند که یعنی هستند کسانی که غم هیچ کس را تاب نمی آوردند. آدمهایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشان را با لبخند تعارف می کنند که غریبگی نکنی. آدمهایی که خنده را از دنیا دریغ نمی کنند، توی پیاده رو بستنی چوبی لیس می زنند و روی جدول لی لی می کنند. همینها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی کردن مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظهی قبل از رها کردن دست، با نوک انگشتهاش به دستهایت یک فشار کوچک می دهد چیزی شبیه یک بوسه. وقتی از کنارشون رد میشی بوی عطرشون تو هوا مونده وقتی باهاشون دست میدی دستت بوی عطرشونو گرفته. وقتی بارون میاد دستاشون رو به آسمونه. وقتی بهشون زنگ میزنی حتی وقتی که تازه خوابیدن با خوشرویی جواب میدنو میگن خوب شد زنگ زدی باید بلند میشدم. وقتی یه بچه میبینن سرشار از شورو شوق میشن و باهاش شروع به بازی کردن میشن آره همین ها هستند که هم دنیا رو زیبا میکنن هم زندگی رو لذت بخش تر
[ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 ] [ 1:53 ] [ سارا ]
[ ]
شما هم قبل از خاموش کردن لامپ وامیستین مسیر برگشت به جای خوابتون و جای گوشیتون رو از حفظ میکنین یا فقط من اینجوریم !؟ . . . دقت کردین درست وقتی که عجله داری یا هوا سرده یا جیش داری کلیدت تو غیر قابل دسترس ترین سوراخ کیف و جیبت مدفون شده !؟ . . . شاید دل من عروسکی از چوب است ، مثل قصه ی پینوکیو محبوب است اما چه دماغی داره این بیچاره ، از بس که نوشته ” حال من هم خوب است ” ! . . . در پاک بودن فوتبال ما همین بس که: یکی به یکی میگه کیسه کش ! اونم به اون یکی میگه لنگی ! که هردو مظهر پاکی و نظافت هستن ! . . . یه کشف جدید: شما میتوانید با زدن راهنما سرعت ماشین کناریتون را تا چندین برابر افزایش دهید! . . . همه را صدا زدم جز خدا هیچ کس جوابم را نداد جز خدا . . . . . . ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻔﮕﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﻓﮏ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻐﺾ ﺩﺍﺭم ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﮔﻔﺖ : ﻟﺒﺎﺳﺘﻮ ﭼﺮﺍ ﺑﺮ ﻋﮑﺲ پوﺷﯿﺪﯼ ؟ . . . خدا کنه تا بیشتر از ۹ ساله دیگه زنده بمونیم و بریم تو سال ۱۴۰۰ بعد هی بگیم : شماها یادتون نمیاد ما صده سیصدیا خیلی فاز میده ؛ حس آثار باستانی بودن به آدم دست میده ! . . . یه بار رفتم خونه یه بنده خدایی ویندوز عوض کنم، دختره بهم گفت اگه میشه مای کامپیوتر رو هم نصب کنید گفتم اونجوری هزینتون بیشتر میشه ها: )) گفت :چاره ای نیس! هیچی دیگه ، پول تک تک آیکونا رو جداگونه ازش گرفتم! . . .
مرغ عشقه داریم!صدای ترمز دستی
میده
. . . ﺑـــﻪ ﺑﻌﻀــﯽﻫـــﺎ اوﻧﻘﺪﺭ ﺑﻬــــــــﺎ ﻣﯿـــﺪﯼ ﮐـﻪ ﯾـﻪ ﺭﻭﺯ ﺧــﻮﺩت هم ﺩﯾﮕـﻪ ﻧﻤﯿﺘـــــﻮﻧـﯽ ﺑﺨــــﺮﯾـــﺶ ! . . . بدترین شکستمو وقتی خوردم که… با عشق و امید گره هندزفریمو باز کردم ولی… دیدم گوشیم شارژ نداره… هنوز کمر راست نکردم!!! . . . یه آدمایی رو توی زندگیمون راه
دادیم که مادراشونم به زور تو خونه راشون می دادن !
. . .
ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﯾﮏ ﮔﻮﺷﯽ ﺟﺪﯾﺪ ﺑﺨﺮﻡ … ﺯﯾﺎﺩ
ﺑﺮﺍﻡ ﭘﻮﻝ ﻭ ﻣﺎﺭﮐﺶ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺲ
ﻓﻘﻂ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺯ ﺟﯿﺐ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﯿﺎﺩ ﺑﺴﻪ ﮐﺴﯽ ﮔﻮﺷﯽ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﺨﺼﺎﺕ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﻪ؟ . . . امروز سر جلسه امتحان … از ۵ تا سوال استاد، زیر ۲ تاش
کامنت گذاشتم و ۳ تای دیگه را هم فقط لایک کردم
. . . یه رفیق دارم وقتی تو سانتافهاش به دخترا تیکه میندازه ۸۰% با لبخند جوابشو میدن.. یه بار اومد تو پراید من و تیکه انداخت به چند تا دختر خانم … و تازه اونجا بود که فهمید کچله
. . . بعد عمری یه خبرنگار اونم خانوم , داشت باهام مصاحبه میکرد تو محلمون منم بادی به غبغب انداخته بودم و خیلی شیک داشتم جوابشو میدادم یهو یکی از اون طرف خیابون داد زد با این مصاحبه نکنید بابا این اسگل محلمونه ! نیگا کردم دیدم داداشمه
. . . دوستان عزیز بهم مشاوره میدید لطفا؟ به نظرتون بعد از این که فوق لیسانسم رو گرفتم فلافلی بزنم یا آب هویجی !?!? . . . ﯾﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﺮﺩﻭﻧﮕﯽ ﺑﻪ ﺟﯿﺐ ﻧﺒﻮﺩ ؛ ﺑﻪ ﻣﺮﺍﻡ ﻭ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺑﻮﺩ ! . . . یادش بخیر یه زمانی تلویزیون تبلیغ سس و رب رو میکرد و بعد میگفتن : هزاااااااااااار سکه تمام بهار آزادی دو هزااااااااار نیم سکه… الان دستمال توالت هم نمیتونن جایزه بدن ! . . . یکی دیگه از دستاوردهای نسل ما این بوده که ترمز دستی پیکان رو از کنار در راننده به بین صندلی راننده و شاگرد انتقال دادن ! . . . یکی از فانتزیام همیشه این بود تو سیستم عامل ویندوز یک مشکلی پیدا کنم بفرستم براشون بعد بیل گیبس زنگ بزنه بگه مهندس لطفا بیا امریکا تو مجموعه من دخترمم میدم بهت کنیزت باشه تا آخرررر عمرش خونه ماشین پول همه چی میدم بهت بعد یک دقیقه سکوت بگم دلم میخواد اما من متعلق به این مردم! . . . بعضی از آدما ” خـــــــــــــــــــوب نمی بینن “ اما بدتر از اون اینه که : ” بعضی دیگه ، خوبـــــــــــــــــــــــی رو نمی بینن ” ! . . . یادتونه؟؟ بچه ک بودیم وقتی پاکنمون کثیف میشد میکشیدیمش به دیوار یا قالی تا تمیز بشه؟ اینو چی؟؟ وقتی معلم واسه درس پرسیدن اسم بالایی یا پایینیمونو میخـوند یجورایی حس معجزه بهمون دست
میداد
. . . این خارجی ها با ابداع کلمه lol به جای loud out laugh مثلا خواستن بگن ما خیلی مبتکریم اما قهرمانان ایران زمین با ابداع خخخخخخ به جای ( خیلی خوبه خدایی خیلی خندیدیم خیر ببینی!! ) نقشه دشمنان رو نقش بر آب کردند ! . . . داشتم تو اتوبان میرفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود و داشت می افتاد باباش هم اصلا حواسش نبود. رفتم کنارش هر چقدر بوق میزدم نمی فهمید. آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا ایستاد بهش گفتم : پس چرا حواست به بچه ات نیس ؟؟؟ یدفعه دو دستی زد تو سرشو گفت : اصغر پس ننت کوووووووو؟؟!!!! . . . ﻓﺮﺩﺍ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﻓﺎﻣﯿﻠﻤﻮﻧﻪ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﯿﺎﯼ؟؟؟ ﻣﯿﮕﻢ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﻣﯿﺎﻡ !!!. ﻣﯿﮕﻪ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﯿﺎﯼ ﻣﺎ ﺭﻭ ﺷﻠﻮﻍ ﮐﺎﺭﯾﺎ ﻭ ﺩﻟﻘﮏ ﺑﺎﺯﯾﺎ ﻭ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺑﺎﺯﯾﺎﺕ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺮﺩﯾﻢ ! ﻫﻤﯿﻦ ﺩﯾﮕﻪ …ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺍﯾﻨﻪ … . . . دختر : مامان خواستگاری که میخواد بیاد ازم ۲۳ سال بزرگتره مادر : چی میگی؟ میخوای با یکی همسن بابات ازدواج کنی ؟ دختر : بهم گفته میخواد زنشو طلاق بده مادر : مگه زنم داره ؟ دختر : آره سه تا هم بچه داره مادر : وای خدای من ، آخ قلبم ! دختر : ولی خیلی پولداره ، چند تا برج ساخته که یکی از اونا برج میلاده ! مادر : بگو ببینم خیلی دوستش داری ؟! . . . اسممون و گذاشتن :ملیکا خاله و دخترخاله ها بهم می گن : mel mel دایی تا بهم میرسه میگه: مَلَکا ذکر تو گویم که تو پاکیو خدایی… پسردایی کوچیکه ام بلد نبود بگه ملیگا میگفت: پیتیلا بهنوش میگه: پیتیکا عطیه میگه:ملی استاد زبانمون آقای چمنی می گفت :میــلــیــکا بعضی از فامیل های بابام میگن: مَـــلیکا بعضی از دوستان عنایت دارن میگن : مِـــلیک دخترخاله کوشولوم میگفت: میخا حالا شده: میکا بعد عمه ام امشب اس داده: چطوری پولیکا؟؟؟؟؟!!!! !!
اینجور اسم با مسما و انعطاف پذیری دارم من . . . . . . . . .
همش مال خودمه ! به
هیچکی هم نمیدم !
ینی شرارت از سرو روش میریزه ! یه کاری کرده گندش بعدا در
میاد
شارژ ۵ تومنی میگیرم ماچ میکنم !
انگری گوجه !
هــه هــه ! گوشی ضد آب !
میدونم براتون سوال شده که این عکس چیه !؟ ایربگ (Airbag) ماشینه که
تو صورت دختر باز شده
قبل از شروع هر کاری یاد بگیریم اون کار رو
چطور به پایان برسونیم
خلاصه بگم تا وقتی وسط هدف نزنی آلارمش خفه خون نمیگیره !
به جان خودم خیلی هم بهت میاد !
نمودار گرافیکی رفت و برگشت پارتی !
راهکار ساده وقتی کف ماشین احتیاج به تعمیر داره !
عاقبت پر میشود این حفره ها … از من و تو، از من و ما ، از شما … یک نه، ده نه ، صد دهان دارد زمین عشق خوردن ، عشق بلعیدن بسی دارد زمین … “گیله مرد”
بندگی خالصانه برای خدا
توی سخت ترین شرایط و امید به پیروزی
شرح در عکس !
کاریکاتور کاملا گویاست …
کت آقای مجری رو !!!!!
آیا ما برای چنین روزی اماده ایم ؟
قشنگ ترین اس ام اسی که کاش میتونستیم دریافت کنیم ….
ﻫﯿﭻ ﻟﺬﺗﯽ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺑــﻮﺱ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯼ ﻟﭗ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ…
دهه شصتی ها یادتونه ؟! موقع امتحان کیفامونو میذاشتیم وسط میز سدی برای جلو گیری از تقلب !
پست ترین آدما کسانی هستند که به دست گذاشتن روی نقطه ضعف دیگران بگن شوخی …
گل میمون که میگن اینه آیا !؟
نه کریس رونالدو ، نه مسی علی دایی خودمونو عشقه
خواستم کیفیت دوربین گوشیمو تست کنم یه عکس از پا دریمون گرفتم ! خیلی خوب شده عکسش نه ؟!
خدایااااا هدفت از خلق
کردن خر رو میدونم … خدایا توبه !!
خلاقیت ینی این !
و همچنین این !
ینی هروقت از این بچه کوچولو ناز نازیا میبینم به سرم میزنه برم مزدوج بشم !
تف تو روحت ای شانس !
پدر نمونه !
بچه پودر شد !
نکته عکس رو اگه گرفتی تو کامنت ها بنویس !
مردی که جورابش پاره نباشه مرد نیس !
ما به این آدم میگیم تنبل ! نمیدونم شما چی میگید بهش !
یکی از روش های دور زدن تحریم ها :D
شرح در عکس !
ینی نامردی اگه بخوای بگی اورژینال نیس !
راس میگه دیگه :|
پوشاک مردم در آینده ای نزدیک !
علم بهتر است یا ثروت !؟ هیچکدام ! حکمت !
از بس که از جدیدترین متد های تقلب بهره میبریم !
آخ جون دعوای خانوادگی !
خلاقیت !
نکته رو گرفتین !؟
ینی همینه ها !
تصویر مکروسکپی از برش موز
پنچر گیری خیلی ساده در آبادان ! . . . . . . . . .
سه چیز مهم !
[ چهارشنبه یازدهم بهمن 1391 ] [ 14:50 ] [ سارا ]
[ ]
|
|
| [قالب وبلاگ : سیب تم] [Weblog Themes By : SibTheme.com] | ||